تعلم المصرية 🇪🇬

 اسم اشاره نیز از مباحث بسیار مهم یک زبان است. در مصر اسم اشاره با فصیح مقداری متفاوت است. با ما همراه باشید!

ابتدا مختصری اسم اشاره در فصیح را یادآور می شویم.

اسم اشاره در فصیح 

همان طور که به یاد دارید، در عربی فصیح اسم اشاره از وجوه مختلف تقسیماتی داشت؛

۱) از نظر شمار به مفرد ، مثنی و جمع تقسیم می شد.

۲) برای مفرد و مثنی از نظر جنس به مذکر و مونث تقسیم می شد.

 ۳) از نظر بعد ، به سه قسمت قریب ، متوسط و بعید تقسیم می شد.

۴) برای متوسط و بعید شامل کاف خطاب و در نتیجه صرف کاف می شد.

۵) و نهایتا برای اسم اشاره ی معرب (مثنی) شامل اعراب می شد.

صرف آن ها را ببینید:

قریب

              مذکر                  مونث

مفرد       هذا                     هذه

مثنی      هذان/هذين         هاتان/هاتين

جمع        هؤلاء                  هؤلاء

متوسط

               مذکر                    مونث

مفرد         ذاك                      تاك

مثنی         ذانِك/ذَينِك           تانِك/تَينِك

جمع          أولئك                    أولئك

صرف کاف ذاك : ذاك/ذاكما/ذاكم/ذاكِ/ذاكما/ذاكنّ.  بقیه هم به همین ترتیب.

بعید

                 مذکر                   مونث

مفرد           ذلك                    تِلك

مثنی           ذانّك/ذينِّك          تانّك/تينِّك

جمع            أولالك                  أولالك

صرف کاف ذلك : ذلك/ذلكما/ذلكم/ذلكِ/ذلكما/ذلكنّ    بقیه هم به همین ترتیب.

توضیحات

۱) برای اسم اشاره ی نزدیک از هاء تنبیه در ابتدای آن استفاده می شود تا بر اشاره تاکید کند؛ اما برای اسم اشاره ی متوسط و بعید به علت طولانی شدن اسم اشاره از های تنبیه استفاده نمی شود.

۲) تفاوت اسم اشاره های نزدیک ، متوسط و دور در پایان آن هاست (هرچند های تنبیه هم نشانه ی اسم اشاره ی نزدیک است). پایان اسم اشاره ی متوسط کاف خطاب و پایان اسم اشاره های بعید هم لام بُعد و هم کاف خطاب به کار می رود.

۳) تلك در اصل تالك بوده ولی جهت سهولت بیان به جای مصوت/ا/ از کسره استفاده می کنند. 

۴) ذلك و موارد مشابه دارای الف کوتاه هستند و کتابت آن ها اینگونه رایج است.

۵) تمام اسم اشاره ها مبنی اند به جز اسم اشاره ی مثنی که دارای اعراب فرعی الف برای رفع و اعراب فرعی یاء برای نصب و جر است.

۶) ذانّك که اسم اشاره ی مثنای بعید است هم دارای نون است و هم دارای لام که با هم در نون ادغام می شوند یعنی ذانلك👈ذانّك

٧) اسم اشاره ی جمع در عربی برای مذکر و مونث یکسان است.

۸) اگر هاء تنبیه را از سر اسم اشاره ی قریب برداریم به ریشه ی اسم اشاره می رسیم که می شود: ذا_ذه_أولاء. این ها مغز اسم اشاره ها هستند. ذه را به صورت ذي یا تي هم بیان می کنند.

۹) با این وضع تعداد بسیار زیادی از حالات صرف اسم اشاره حاصل می شود که برخی را ممکن است تا حالا یکبار هم ندیده باشید. مثلا ذينّكنّ (بعید_خطاب للمخاطبات_منصوب/مجرور_للغائبَين (مثنى و مذكر). که البته کاربرد بسیار کمی دارد و اغلب همان هذا ، هذه ،هولاء، ذلك ، ذالكم، تلك و اولئك به کار می روند.

و اما در عامیانه عموما تنها ۳ نوع اسم اشاره در برابر بیش از صد نوع اسم اشاره ی فصیح وجود دارد. این اسم اشاره ها دارای سه صیغه ی مفرد مذکر، مفرد مونث و جمع هستند؛ اما شکل ظاهری آن ها در گویش های مختلف فرق می کند. (جالب است بدانید در کشور های شرقی استفاده از های تنبیه به تنهایی سر اسم مشار الیه کافیست و در نتیجه ها برای تمام صیغه هاست.)

اکنون به اصل مطلب می پردازیم:

اسم اشاره در گویش مصری 🇪🇬

در مصر اسم اشاره بسیار کوتاه و مختصر است. هذا ، هذه و هؤلاء در مصری به صورت های زیر در می آیند:

۱)دا: همان طور که گفته بودیم مغز اسم اشاره در هاذا ، همان ذا است که های تنبیه بر آن وارد شده . مصری ها همین ذا را به عنوان اسم اشاره به کار می برند ولی ذا وقتی با زبان مصری ها ادا شود ، به جای ذال با دال بیان می شود چرا که در مصر مثل سایر لهجه های عامیانه ذال گاهی به شکل دال تلفظ می شود (مثلا کذب👈کدب). بنابر این روی هم رفته اسم اشاره برای مفرد مذکر بدون های تنبیه و با قاعده ی ذ👈د ، به شکل "دا" در می آید. دا به این شکل نوشته شده ولی به صورت دَ خوانده می شود. مثلا هذا کتاب (این کتاب است) می شود: دا کتاب.

۲)دي: مغز هذه ، ذه است که همان طور که گفتیم به صورت های ذي و تي هم در می آید. در مصر از ذي استفاده می کنند اما با دال بیان می شود پس داریم: "دي". مثلا هذه كرة (این توپ است) می شود: دي كرة. 

۳)دول: درست است هولاء بدون های تنبیه به صورت اولاء در می آید اما در عامیانه این فرم خیلی کتابی است! پس از فرم دیگری استفاده می کنند که اتفاقا شبیه هذا و هذه هم هست. در عامیانه هؤلاء به شکل هاذول یا هاذوله (فرقی ندارند) در می آید. مصر از هاذول بدون های تنبیه استفاده می کند بنابراین تا اینجا می شود ذول اما کار اینجا تمام نمی شود. با بیان ذال به صورت دال _روم به دیوار!😂_ به شکل دول در می آید. مثلا هؤلاء كاتبون (این ها نویسنده اند) می شود : دول کاتبين (در عامیانه جمع مذکر به جای ون ، ين دارد).

پس اسم اشاره در مصری به صورت های " دا/دي/دول " در می آید.

شكل های دیگر

علاوه بر دي ، فرم رایج دیگری هم وجود دارد : ديّا (ديّه) . دیا دارای یای مشدد و مختوم به فتحه ی کشیده است و ديّه هم همان ديا یا های سکت است. هیچ فرقی میان دي و ديا جز ظاهر وجود ندارد. بیشتر لحن بیان باعث می شود از ديا استفاده شود به خصوص برای وزن شعر یا قافیه ها. دول هم گاهی با فتحه تمام می شود : دولَه.

سوال: پس مثنی چه می شود؟

جواب: مثنی هم به دول ملحق می شود؛ یعنی چه مثنای مذکر چه مثنای مونث هر دو به فرم جمع (دول) ملحق می شوند. این دقیقا مانند صرف فعل یا اسم های وصفی در عامیانه است که همچنان مثنایی وجود ندارد ولی اسم های جامد مثنی با وزن جمع بیان می شوند. 

در مصر نه خبری از اسم اشاره ی متوسط و بعید است نه خبری از کاف خطاب نه خبری از اعراب و نه مثنی. همگی به یکی از این سه ملحق می شوند. پس : 

دا = هذا/ذاك/ذلك (و انواع صرف کاف)

دي = هذه/تاك/تلك (و انواع صرف کاف)

دول = هذان/هذين/هاتان/هاتين/هؤلاء/ذانك/ذينك/تانك/تينك/أولئك/ذانّك/ذينّك/تانّك/تينّك/أولالك (و انواع صرف کاف)

پس اسم اشاره بسیار مختصر است و بیان آن واقعا ساده تر از فصیح؛ تنها گاهی دچار عدم دقت و نارسایی می شود مثلا : من هذه الوردة إلى تلك الوردة (از این گل به آن گل) می شود من الوردة دي للوردة دي ؛ که باید عرض کنم ممکن است این و آن را اشتباه کنید. اما در هر حال این زبان عامیانه است و مناسب حال خود سریع و روان و ساده و کسی از آن انتظار پیچیدگی و دقت ندارد. در مقابل زبان فصیح برای بیان کامل کامل است و حتی از هر زبان دیگری هم کامل تر تا جایی که از دلایل نزول قرآن به این زبان (عربی فصیح) به شمار می رود.

مثلا در فارسی عامیانه هم "او" و هم "آن" به یک شکل "اون" بیان می شود که باعث نارسایی میان ضمیر و اشاره و حتی میان شخص یا چیزی می شود.

البته محدودیتی وجود ندارد و گناه نیست! که از برخی مفردات زبان کتابی در عامیانه هم استفاده شود فقط کمی عجیب و غریب می شود.

نکته: دا که به صورت دَ تلفظ می شود، گاهی به صورت ده هم نوشته می شود که های آخر آن های سکت نام دارد و وقتی ظاهر می شود که پایان کلمه ای مصوت باشد. (مثال های دیگر : انتا=انته ، لسا=لسه ، برضو=برضه و حتی در فصیح در قرآن کتابيَ=كتابيه)

اما وقتی وصل باشد این هاء به کار نمی رود. 

حالت های اشاره

۱) اشاره بدون ذکر مشار الیه (آن چه بدان اشاره می شود): در فارسی معادل ضمیر اشاره است. مثلا هذا کتاب. همان طور که در فصیح خوانده اید اگر اسم نکره ای همراه با اسم اشاره بیاید، آن اسم نمی تواند مشار الیه باشد چرا که اسم اشاره معرفه بوده و مشار الیه حکم عطف بیان دارد و از آن در تعریف و تنکیر تبعیت می کند پس باید مثل آن معرفه باشد. پس: ده كتاب یعنی این کتاب است نه اینکه این کتاب... .

۲) اشاره با ذکر مشار الیه: در فارسی معادل صفت اشاره است مثلا هذا الکتاب... . در اینجا اسم همراه اسم اشاره معرفه است و احتمال مشار الیه بودن آن وجود دارد. در مصری می شود : دا الکتاب... . اما باید بدانید که:

تاخیر اسم اشاره

در مصر همان طور که اسم استفهام معمولا مؤخر بود، اسم اشاره هم معمولا موخر است. اسم استفهام پایان جمله و اسم اشاره پس از مشار الیه می آید. پس هذا ال... به صورت ال... ده در می آید. مثال: هذا الکتاب در مصری به صورت دا الکتاب و الکتاب ده در می آید که شکل دوم رایج تر است. فراموش نکنید با هر اسمی اسم اشاره ی مناسب آن را به کار ببرید. پس به "امشب" در مصری اللیلة دي می گویند که معادل دي الليلة (هذه الليلة) است. 

کلمات رایج

اکنون بیایید برخی کلمات معروف را به عنوان مثال در مصر بررسی کنیم:

امروز: اليوم ده ؛ که معمولا به جای یوم از نهار استفاده می کنند پس النهار ده

امشب: الليلة دي  _ امسال: السنة دي _ این مردم: الناس دول _ این حرف: الکلام ده _ این ماه: القمر ده

(و از همه مهم تر) الآن: دلوقتي ؛ که بر خلاف عادت این بار اسم اشاره مقدم است (هرگز نگفتیم که غلط است) و به شکل دالوقت در آمده که انتهای آن جهت سهولت با مصوت ي بیان می شود. دلوقتي در اصل همان الوقت ده است.

اسم اشاره پیش از ضمایر منفصل 

در مصر برای تاکید ، پیش از ضمایر منفصل رفعى (مثلا أنا) از اسم اشاره ی "ده" استفاده می کنند (دي و دول اینجا به کار نمی روند).

شکل واحد "ده" :این اسم اشاره مبتدا برای ضمایر منفصل (که بخواهند خبر باشند) نیست بلکه مانند ضمیر شأن است بنابراین هیچگونه مطابقتی با ضمیر منفصل بعد از خود ندارد و برای همه همان "ده" به کار می رود مثلا: داحنا استنينا سنين✅ (دول احنا ...❌) . 

ترجمه : برای ترجمه هم : نباید ترجمه کنید این ... است (مثلا دانت : این تو هستی❌) بلکه باید آن را تاکید به شمار آورده و بی شک، قطعا و ... ترجمه کنید. این ساختار شبیه کاربرد إنَّ ... در عربی فصیح است.

مثال ها: دانا قلبي بعد غيابك تاه (بی شک من قلبم بعد نبودنت سرگردان و گم شد) _ دانت ليالي وسنين داريت (مطمئنا تو شب ها و سال ها مدارا و پنهان کرده ای) _ داحنا استنينا سنين عشان نقول اهو راجعين (قطعا ما سال ها منتظر موندیم تا بگیم که برمیگردیم) 

نکات اسم اشاره

۱) در عامیانه جمع غیر عاقل می تواند به جمع عاقل ملحق شود مثلا أيامنا راحو (روزهامون رفتن) که در فصیح داشتیم: أيامنا ذهبت که در فصیح با مفرد مونث یا جمع مونث بیان می شد مثالی دیگر: أيام معدودة/أيام معدودات یا الطيور تأتيك/الطيور يأتين . اما در عامیانه هم مفرد مونث و هم جمع جایز است. پس هذه الکتب=الكتب دي=الكتب دول 

۲) ممکن است مشار الیه مضاف الیه هم داشته باشد که در این حالت در فصیح هم اسم اشاره موخر است مثلا یومكم هذا (این روزتان) که خود مهری است بر این که مصری ها از همین الگو استفاده می کنند. در تاخیر اسم اشاره، اسم اشاره بدل از اسم پیشین است دقیقا مثل تقدیم مضاف الیه بر صفت. یعنی مثلا در کتابك هذا ، کتابك=هذا و در ترکیب اضافی وصفی كتابي المقدس ، كتابي=المقدس. مثال برای مصری که کماکان اسم اشاره موخر است (حتی اگر بدون مضاف و فقط با ال باشد) :عیونك دول (این چشمات) که همچنان همانند العيون دول ، اسم اشاره موخر است.

۳) اسم اشاره موخر بود قبول. اما گاهی آن را همراه کلمه ی بعدی ادا می کنند و میان مشار الیه و اسم اشاره خلأ کوچکی ایجاد می شود (اسم اشاره به کلمه ی بعد نزدیک تر است تا به مشارالیه) که نهایتا نمیتوانید راحت تشخیص دهید! مثلا الکلام    دجدید علیا (این حرف برام تازه است). که شما کلمه ی الکلام را تنها می شنوید و در ادامه به کلمه ی عجیب و غریب دجدید بر می خورید (بماند که ج هم گ تلفظ می شود...). باید گوش خود را عادت دهید و آن را حین شنیدن مصری، مصری کنید نه فارسی! یا مثلا: النهار      دنا فرحان (النهار ده ، انا فرحان) (امروز من خوشحالم) 

توجه کنید این نکته تنها جنبه ی شنیداری دارد نه کتابتی (در نوشتن فاصله نیندازید من برای آموزش فاصله انداختم) و آن هم چندان چیز عجیبی نیست چرا که در عامیانه تا دلتان بخواهد وصل و فصل و قواعد تسریعی برای سهولت وجود دارد.